شمارهٔ ۶۹

غزلیات

تا رود جان بجانب معراج
نیست جز شرع مصطفی منهاج

در ره انبیاء بسر رفتی
دلدل درد دل بود هملاج

عشق در جان و دل علم می زد
که در آندم که جسم بود امشاج

سدره ای بود آدم و ابلیس
هر دو را از بهشت کرد اخراج

چون به طبع هوای شیطا ن رفت
آدم آندم ندید برسرتاج

کرد افشای سر حضرت حق
بر سردار شد سر حلاج

بحر وحدت محیط بر اشیاست
آسمان و زمین کف امواج

بسکه با خود تنید تار خیال
عقل، چون عنکبوت شد نساج

کوهیا میرسی به عالم فوق
گر نمانی به تخت طبع مزاج

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}