شمارهٔ ۱۰۳

غزلیات

ایدل عدم تملیک در سلک وجود آمد
اسقاط و اضافت را توحید و درود آمد

از آتش روی او کو سوخت دو عالم را
در مجمر دل جانها سوزنده چو عود آمد

چون نیست جز او غیری در حاضر و در غائب
خود شاهد و خود مشهود در عین شهود آمد

تا جلوه دهد آنمه خود را بهمه صورت
از دیده هر ذره خورشید نمود آمد

یک عین که جز او نیست در ظاهر و در باطن
هفتاد و دو ملت شد ترسا و یهود آمد

کوهی چو به عشقی زد نابود شد از فطرت
جاوید بود باقی هر چیز که بود آمد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}