شمارهٔ ۱۱۶

غزلیات

آن جام جهان جهان نماید
خورشید صفت عیان نماید

از غایت شدت ظهور او
از دیده ما نهان نماید

دیدم بهزار صورتش من
در کسوت این و آن نماید

هر لحظه برآید او به شکلی
گه پیر و گهی جوان نماید

در باغ پریر دیدم او را
سرو گل و ارغوان نماید

جان را ببرد به قاب قوسین
ابروی کجش کمان نماید

هر لحظه بچشم پاک انسان
از روی مه بتان نماید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}