شمارهٔ ۱۴

غزلیات

آن دل که جو جانش داشتم نیست
صبری که بر او گماشتم نیست

زلف تو ز درج سینه دل بربود
لابد چو نگه نداشتم نیست

باری دل تو نگاهدارم
کآن نقش کز او نگاشتم نیست

چون شمع به جز ز سوز هجرت
امید حیات چاشتم نیست

باران سرشک من هبا شد
کآن تخم امل که کاشتم نیست

در دامنم آن سرشک چون در
کز دیده فرو گذاشتم نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}