شمارهٔ ۲۱

غزلیات

اگر به صبر مرا با تو چاره باید کرد
دلم صبورتر از سنگ خاره باید کرد

و گر ز جور کند جامه پاره مظلومی
مرا ز جور تو صدجان نثاره باید کرد

تو جورهای نهان می کنی و ترسم از آن
که راز عشق توام آشکاره باید کرد

مرا به ترک تو گفتن ز دل اجازت نیست
نخست با دل ریش استخاره باید کرد

روامدار که با اینهمه امید مرا
ز دور در تو به حسرت نظاره باید کرد

چنین که بحر غمت را کرانه نیست پدید
ز غرقه گاه هلاکم کناره باید کرد

به یادگار رخت قبله ای به دست آرم
گرم پرستش ماه و ستاره باید کرد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}