شمارهٔ ۳۶۵

غزلیات

حان الرحیل مابر دلدار میرویم
لاخوف گو بعشق چو همراه می شویم

هرگز نظر بدنیی و عقبی نیفکنیم
ترک همه گرفته پی یار می رویم

ما طالبیم و در پی مطلوب روز و شب
دایم چو سایه از پی آن نور می دویم

مشتاق حسن روی نگاریم آنچنان
کز شوق یکنفس به شب و روز نغنویم

مطرب بنای، دم زدم عشق می دمد
تا سر عشق از نفس نای بشنویم

تا کی ز عشق و عاشق کهنه کنی حدیث
عشقم بنو ببین که کنون عاشق نویم

معشوق و عاشق ار چه بمعنی یکی بود
بنگر اسیریا که به معنی یکی دویم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}