شمارهٔ ۳۷۰

غزلیات

ما در هوای وصل تو شیدای عالمیم
پیوسته با خیال تو شادان و خرمیم

ما در خیال زلف پریشان بیقرار
آشفته خاطریم و بسودای محکمیم

مونس کجا شویم به زهاد چونکه ما
در میکده بشاهد و می یار و همدمیم

محروم از جمال تو یک دم نبود جان
چون در حریم انس بوصل تو محرمیم

چون حسن عارض تو نیاید بشرح و وصف
ما در بیان حسن و جمال تو ابکمیم

جانرا ز درد فرقت جانان خبر کجاست
از وصل او همیشه چو دلشاد و بی غمیم

تا حسن تو نقاب اسیری ز رخ فکند
در پرتو جمال تو حیران عالمیم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}