مجد همگر
شمارهٔ ۲
اشعار متفرقه
مرا جان سوخت از غم ترا دامن نمیسوزد
مرا دل خون شد و یک دم دلت بر من نمیسوزد
ز آه آتشین من که تابش خرمن مه سوخت
جوی در تو نمیگیرد ترا دامن نمیسوزد
عجب حالی گر از دردم تن خارا نمینالد
بود نادر گر از دردم دل آهن نمیسوزد
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}