شمارهٔ ۳۸۲

غزلیات

به سویت می‌کشد دل هر زمانم
ز جانِ من چه خواهد دل، ندانم

بدان شادم که از دستِ غمِ تو
نباشد در جهان یک‌دم امانم

دلم بُردی و رفتی و نگفتی
که من بی جان و دل کِی زنده مانَم

ز جورِ عشق او صبر و خِرَد را
مَدار ای دل طمع دیگر ز جانم

چو دیدم پرتوِ خورشیدِ رویش
بسان ذرّه شیدایِ جهانم

برو ناصح مده پندم ز عشقش
نگر من عاشق و رسوا چه سانم

اسیری وصف حسن نور بخشش
چه گویم چونکه ناید در بیانم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}