شمارهٔ ۳۸۹

غزلیات

ز شوق روی جانان آنچنانم
که سر از پاو پا از سر ندانم

چنان مستغرقم در بحر وحدت
که از کثرت بکلی برکرانم

چو از خود فانی و باقی باویم
ازآن هم جسم و هم جان جهانم

موالید و عناصر غیر ما نیست
حقیقت هم زمین و آسمانم

نمود ما بود بود دو عالم
گهی پیدا و دیگر دم نهانم

گهی در صورت قهرم گهی لطف
گهی کافر گهی مؤمن ازآنم

گهی آزاده از هر قید و گاهی
اسیری گه چنین و گه چنانم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}