شمارهٔ ۳۹۴

غزلیات

تا در طریق عشق تو من جان فشان شدم
بی جان شدم ولیک جهان در جهان شدم

زان دم که باختم دل و جان در قمار عشق
از هر چه عقل فرض کند، بیش از آن شدم

شهباز همتم چو پر و بال برگشاد
بالاتر از زمین و زمان و مکان شدم

تا با نشان شوم مگر از یار بی نشان
نام و نشان گذاشتم و بی نشان شدم

چون در فنا ز هستی خود نیست آمدم
در عالم بقا بخدا جاودان شدم

تا گشته ام گدای گدایان کوی تو
در ملک فقر پادشه شه نشان شدم

آزاده چون که گشت اسیری ز قید خویش
مطلق بکوی عشق و جنون داستان شدم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}