شمارهٔ ۴۰۲

غزلیات

من که در کوی غم عشق تو سرگردانم
سخن صبر و خرد باد هوا می دانم

ناصحا عیب مکن گرچه نظر بازم ورند
چون ز تقدیر قضای ازلی زین سانم

سرو سامان مطلب از من دیوانه دگر
زانکه سرمست می عشقم و بی سامانم

هم مگر پیر خرابات نماید مددی
تا که مشکل بمی صاف شود آسانم

نظر پاک و صفا بین که نقوش دو جهان
همه از صفحه روی تو روان میخوانم

حسن رخسار تو چون گشت عیان از رخ خوب
من ز روی همه خوبان برخت حیرانم

گرچه با شاهد و می عهد اسیری است درست
آه اگر آن بت رعنا شکند پیمانم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}