شمارهٔ ۴۱۵

غزلیات

آن یار رو ز ما بچه رو می کند نهان
چون روی خوبش از همه رو دیده ام عیان

جان مگو نهان بجهان شد جمال او
زیرا که روی دوست عیانست از جهان

وحدت بنقش و صورت کثرت ظهور یافت
یک ذات بیش نیست چه پیدا و چه نهان

پیدا بنقش جمله عالم نمود یار
از غیر او نه نام توان یافت نه نشان

نقش دویی نمود ولی جز یکی نبود
این اختلاف صورت و معنی جسم و جان

حسنش بشکل هر دو جهان چون که جلوه کرد
عالم نمود ورنه چه کون و کجا مکان

جایی رسید جان اسیری براه عشق
کانجا نه نام کشف و عیان بود و نه نشان

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}