شمارهٔ ۴۱۸

غزلیات

رخسار دوست بنگر و حسن و جمال بین
رفتار او نظر کن و غنج و دلال بین

دل در هوای وصل تو صد بال و پرگشاد
شهباز همتش نگر و پر و بال بین

حال دلم ز شوق رخت سوز و زاریست
ای نور دیده رحم نما، سوی حال بین

اول قدم بلاست بعشق و دوم فنا
عاشق بحال ما نظری کن مآل بین

تا باتو هست هستی تو ره بوصل نیست
فانی شو از خودی و پس آنگه وصال بین

جانا کمال عشق طلب گر کنی، بیا
از عقل پرعقیله گذر کن کمال بین

برحال بیقراری جان اسیریم
آشفتگی زلف چو جیم تو دال بین

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}