شمارهٔ ۴۳۱

غزلیات

تا بما دیدی جمال خویشتن
واقفی کلی ز حال خویشتن

عشق در آئینه روی خویش دید
گشت مفتون برجمال خوریشتن

عشق در هرجا ظهوری میکند
بهر اظهار کمال خویشتن

بود عمری مبتلای هجر خویش
تا میسر شد وصال خویشتن

حسن تو بی ما نیارامد دمی
کس چرا خواهد وبال خویشتن

جست بال و پر زما شهباز عشق
خود پرید آخر ببال خویشتن

کرد نقاش ازل نقش ترا
ای اسیری برمثال خویشتن

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}