شمارهٔ ۴۳۸

غزلیات

ز نار شوق تو ای جان جانان
به آهی سوزم این گردون گردان

بصحرای غمت آواره گشتم
نشد هرگز بپایان این بیابان

درانوار جمال مهر رویت
شدم چون ذره سرگشته حیران

ببحر وصل تو غرق است جانم
دلم شد فارغ از هجران جانان

شدم آزاده از قید اسیری
خلاصم از گمان چون اهل ایقان

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}