شمارهٔ ۱۶۵

غزلیات

ای سراپا ناز قربانت شوم
ناز کن تا باز قربانت شوم

جمله خوبان جهان صید تواند
من هم ای شه‌باز قربانت شوم

آفرینش زنده اعجاز توست
ای تمام‌اعجاز قربانت شوم

شمع رویت کو که دل پروانه‌وار
تا کند پرواز قربانت شوم

می‌شوم قربان آن ساعت که باز
بینمت دم‌ساز قربانت شوم

صد رهم گر بازگردانی ز راه
بازگردم باز قربانت شوم

هر که قربان تو شد ممتاز شد
بارها ممتاز قربانت شوم

گر کنم صد جان فدایت هر زمان
از دل و جان باز قربانت شوم

دیده مجذوب حیران تو شد
من هم ای شه‌باز قربانت شوم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}