شمارهٔ ۱۷۲

غزلیات

از دامن خود دست کشیدیم و گذشتیم
از غیر تو مردانه بریدیم و گذشتیم

دیدیم گرانی همه از خاک پرستی‌ست
چون شعله سر از خاک کشیدیم و گذشتیم

راهی که در او ریگ روان شیشه دل‌هاست
هر گام به صد کعبه رسیدیم و گذشتیم

از باغ تمنا که دو رنگی ثمر اوست
چوی بوی گل آهسته پریدیم و گذشتیم

هر بوالهوسی دامنی از غنچه و گل چید
ما دامن از این طایفه چیدیم و گذشتیم

با دامن هر غنچه درآویخته صد خار
بر طبع هزاران نخلیدیم و گذشتیم

در پرده آن نور که پیدا و نهان است
پیدا و نهان را همه دیدیم و گذشتیم

در باغ هوس میوه صفراشکن است
از شاخ طمع دست کشیدیم و گذشتیم

در بادیه گاهی که رسیدیم به مجذوب
هویی بهم از دور کشیدیم و گذشتیم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}