شمارهٔ ۴۶۰

غزلیات

جان ما را نیست در عالم بجز این آرزو
کو نشیند یکدمی با دلبر خود روبرو

تا بملک وصل او جان و دلم آرام یافت
سالها از دست هجرانش دویدم سوبسو

حسن روی او عیان دیدم ز مرآت جهان
دیده بینا نه بیند در دو عالم غیر او

باده نابست پیش مست صهبای شهود
ساقی و میخانه و می خواره و جام و سبو

در دل صافی توان دیدن جمال روی دوست
زاهدا آن دل نداری در پی اش هرزه مپو

زنگ غم ز آئینه دل میزداید چار چیز
آب و دیگر باده و گشت چمن، روی نکو

غیرت جان اسیری در نماز عشق بین
جز به محراب دو ابروی تو نارد سرفرو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}