مجذوب تبریزی
شمارهٔ ۳
مادهتاریخها
چون که در سال هزار و شصت کرد
از سعادت در نجف بختم نزول
سر برون کردند از یک پیرهن
چون دو تن نوروز و مولود رسول
از پی تاریخ تا رفتم به فکر
هاتفی گفتا (زیارت شد قبول)
مجذوب تبریزی
مادهتاریخها
چون که در سال هزار و شصت کرد
از سعادت در نجف بختم نزول
سر برون کردند از یک پیرهن
چون دو تن نوروز و مولود رسول
از پی تاریخ تا رفتم به فکر
هاتفی گفتا (زیارت شد قبول)
{{ metaLine }}
موردی نیست.
{{ poet.poem_count }}
خالی است.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}