شمارهٔ ۱

قطعات

جمال طبلکی! سگ بهتر از توست
که نشناسد کسی زرق و فنت را

بدی با هر که در عالم کسی هست
که نیکی باد لیکن دشمنت را

ز تیغ پهلوان امید دارم
که بدهد گوشمالی گردنت را

مرا گفتی که از عالم چه دانی؟
چه حاصل طبع و رای روشنت را؟

مرا نادان مخوان زیرا که گر تو
ز من پرسی تبار و برزنت را

از اینجا تا به کوهستان بگویم
که این ساعت که . . . زنت را؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}