شمارهٔ ۲۷۹

غزلیات

عرق از برگ گل انگیختنش را نگرید
آب و آتش بهم آمیختنش را نگرید

دامن افشاندن و برخاستنش را بینید
ساغر افکندن و می ریختنش را نگرید

همچو طفلی که دهد بازی مرغان حریص
دام به نهادن و بگریختنش را نگرید

گرچه می‌گویم و غیرت به دهان می‌زندم
کوه سیم از کمر آویختنش را نگرید

جان دیوانهٔ من می‌رود اینک بیرون
از بدن رابطه به گسیختنش را نگرید

محتشم اشک ز چشم آه ز دل کرده رها
فتنه از بحر و بر انگیختنش را نگرید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}