شمارهٔ ۳۵۴

غزلیات

گوش کردن سخنان تو غلط بود غلط
رفتن از ره به زبان تو غلط بود غلط

از تو هر جور که شد ظاهر و کردم من زار
حمل بر لطف نهان تو غلط بود غلط

من بی‌نام و نشان را به سر کوی وفا
هرکه می‌داد نشان تو غلط بود غلط

با خود از بهر تسلی شب یلدای فراق
هرچه گفتم ز زبان تو غلط بود غلط

تا ز چشم تو فتادم به نظر بازی من
هر کجا رفت گمان تو غلط بود غلط

در وفای خود و بدعهدی من گرچه رقیب
خورد سوگند به جان تو غلط بود غلط

محتشم در طلبش آن همه شب زنده که داشت
چشم سیاره فشان تو غلط بود غلط

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}