شمارهٔ ۲

ملحقات

یارم چو نقاب از رخ چون ماه گشودست
از پرده هر ذره بمن مهر نمودست

یک ذات بنقش دو جهان دید هویدا
هرکس که دل از زنگ دویی پاک ز دودست

تا یار ز خلوتگه خود رفت بصحرا
زان کوکبه آفاق پر از گفت و شنودست

زاهد چه شد آخر که شدی منکر عشاق
انکار تو در عشق بما گو ز چه بودست

جان و دل و دین دادم و وصل تو خریدم
در عشق مرا بین که چه سودا و چه سودست

جان من شوریده بدنام همیشه
مست می وصل تو علی رغم حسودست

یکسان برماوصل و فراقست اسیری
چون جان و دلم مست می جام شهودست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}