شمارهٔ ۱۵

ملحقات

آن دلبر پنهانی سرمست بصحرا شد
خود را بجهان بنمود عالم همه شیدا شد

آن کسوت بیچونی برکند لباس چون
پوشید و برون آمد سر فتنه و غوغا شد

در عشوه و ناز آمد معشوقه و عاشق گشت
گه لیلی و مجنون است گه وامق و عذرا شد

هر دم بدگر جلوه بنمود رخ خود را
از عشوه گوناگون غارتگر دلها شد

تا میل همه دل ها جز جانب او نبود
از روی نکو رویان آن حسن هویدا شد

اندر نظر عارف اغیار خیال آمد
بر نقش همه عالم یار است که پیدا شد

جان محرم وصل آمد چون نقش اسیری رفت
از قید دویی وارست با مطلق یکتا شد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}