شمارهٔ ۱۰۲ - قطعه

قطعات

ای مهین آصفی که عالم را
آستان تو ملجاء است و پناه

وی گزین سروری که بر کرمت
راستان دو عالمند گواه

وزرای دگر که داشته‌اند
عزت و شان خود به جود نگاه

چون ازیشان چو شاعران دگر
همت من نبوده احسان خواه

جو و کاهی برای استر من
می‌فرستاده‌اند بی‌اکراه

تو که از لطف خالق رازق
بر همه فایقی به حشمت و جاه

یا چو حکام سابق از احسان
بفرست از برای او جو و کاه

یا برای ملازمان دگر
بستان از من این بلای سیاه

ورنه مانند برق خرمن‌سوز
سر به صحراش میدهم ناگاه

کز تف شعله‌های آتش جوع
نگذراد درین حدود گیاه

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}