شمارهٔ ۹

غزلیات

از دیده چکد قطره خون جگر ما
خون جگر آویزه چشمان تر ما

عزم سفر کوی تو داریم و نباشد
جز لخت جگر توشه راه سفر ما

ماییم همان نخل که در دامن اطفال،
با سنگ فرو ریخته باشد ثمر ما

رمزی بود از آب حیات و دل ظلمت
در تیره شبان گر نگری چشم تر ما

با آن که بلند است تو را کوکب مسعود،
اندیشه کن از شعله آه سحر ما

این گونه که عشقم ز خودی خانه بپرداخت
روزی تو درآیی که نباشد اثر ما

افسر، به حریم در آن دوست رسیدیم
بد خضر در این راه همی راهبر ما

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}