شمارهٔ ۱۲

غزلیات

ای مایه خرّمی جهان را
و ای راحت جان جهانیان را

از حسرت نوش لعلکانت
خون در جگر است لعل و کان را

گل بیند اگر خویت به عارض
بر فرق زند گلابدان را

پا بر سر انجم و قمر نه
منّت بگذار آسمان را

چشمند و بهمزن زمانه
زلفند و سیه کن جهان را

روزی به خیال آنکه گوئی
بندند به قتل من میان را

من خود بهزار شادمانی
بازم به ره تو نقد جان را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}