شمارهٔ ۳۱

غزلیات

ای قامت دلجوی تو، آشوب قیامت
آشوب قیامت، خبری زآن قد و قامت

ای طرّه تو افعی و ای چشم تو آهو
ای خنده تو معجر و لعل تو کرامت

در زلف تو موسی، سپرد بیضه بیضا
در لعل تو عیسی فکند رحل اقامت

ماهی تو و در بزم برافروخته عارض
سروی تو و در باغ برافراخته قامت

گر شیر بود صید تو ای ترک کماندار
از تیر تو هرگز نبرد جان به سلامت

وصل تو کشیده است به هجران و ملولم
کاین هجر مبادا بکشد تا به قیامت

بر نعمت وصل تو چرا شکر نگفتم
نک جان دهد افسر ز فراقت به غرامت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}