شمارهٔ ۳۶

غزلیات

ای که لبت کوثر و رویت بهشت
بی تو عذاب است مرا گشت کشت

شور توام از سر و مهرت ز دل
می نشود گر بشود خاک خشت

با تو مرا هرچه بود زشت، خوب
بی تو مرا هرچه بود خوب، زشت

سیم و زر از بهر نثارت نکوست
مرد نبرد آن که بمُرد و بهشت

بر رخ آن ماه به خطّ غبار
خامه صنعت غم افسر نوشت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}