شمارهٔ ۷۰ - حسب الحال

مقطعات

منم امروز بسته در سمجی
چشم بر دوخته چو مار گریز

هست پیراهنی و شلواری
نیست بر هر دو نیفه و تیریز

بر جهان دارم و روا دارم
گر بپیمائیم به کون قفیز

راضیم گر مرا به هر دینار
بدهد روزگار نیم پشیز

ابلهی کن برو که بره فروش
بره نفروشدت به عقل و تمیز

چیز باید که کار در عالم
حیز دارد که خاک بر سر حیز

تن بده قلب را که در گیتی
زر همه روی گشت و از ارزیز

آنچه یابی به شکر باش به شکر
وانچه داری عزیز دار عزیز

کانچه کم شد چنان نیابی بیش
وانچه گم شد چنان نیابی نیز

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}