مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۱۲ - صفت دلبر کشتی گیرست
شهرآشوب
ای دلارام یار کشتی گیر
سینه تو ز سنگ آکنده ست
هر تنی کش برت زده ست آسیب
همچو مارش ز هم پراکنده ست
که تواندت بر زمین افکند
ماه را بر زمین که افکنده ست
مسعود سعد سلمان
شهرآشوب
ای دلارام یار کشتی گیر
سینه تو ز سنگ آکنده ست
هر تنی کش برت زده ست آسیب
همچو مارش ز هم پراکنده ست
که تواندت بر زمین افکند
ماه را بر زمین که افکنده ست
{{ metaLine }}
موردی نیست.
{{ poet.poem_count }}
خالی است.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}