مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۱۵ - صفت یار گنگ می گوید
شهرآشوب
هر گه که آن نگار شکر لب کند حدیث
بر دو لبش حدیثش عاشق چو ماه شود
هر حرف از آن که بر لب شیرینش بگذرد
آویزد اندرو و به سختی جدا شود
چونان کند حدیث که گویی کنون زبانش
برگفتن حدیث همی آشنا شود
مسعود سعد سلمان
شهرآشوب
هر گه که آن نگار شکر لب کند حدیث
بر دو لبش حدیثش عاشق چو ماه شود
هر حرف از آن که بر لب شیرینش بگذرد
آویزد اندرو و به سختی جدا شود
چونان کند حدیث که گویی کنون زبانش
برگفتن حدیث همی آشنا شود
{{ metaLine }}
موردی نیست.
{{ poet.poem_count }}
خالی است.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}