مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۱۸ - در حق دلبر نحوی گوید
شهرآشوب
من دوش بپرسیدم بر وجه یقینت
زان بت که به نحو اندر زین الادبا شد
گفتم که بود جانا مکسور به علت
زلفین تو بی علت مکسور چرا شد
گفتا که پر از همزه ست این زلف چو لامم
مکسور کند لام تو را ظن خطا شد
مسعود سعد سلمان
شهرآشوب
من دوش بپرسیدم بر وجه یقینت
زان بت که به نحو اندر زین الادبا شد
گفتم که بود جانا مکسور به علت
زلفین تو بی علت مکسور چرا شد
گفتا که پر از همزه ست این زلف چو لامم
مکسور کند لام تو را ظن خطا شد
{{ metaLine }}
موردی نیست.
{{ poet.poem_count }}
خالی است.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}