شمارهٔ ۵۹ - صفت یار به حج رفته بود

شهرآشوب

به حج شدی و من از اندهان هجرانت
به گرد خانه تو گشته ام چو حاج دوان

تو ماه و مکه ز روی تو آسمان برین
تو حور و کعبه ز روی تو روضه رضوان

رواست ار تو مرا می کشی به تیغ فراق
از آن که رسم بود در حج ای پسر قربان

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}