مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۹۶
غزلیات
عالم خراب از نگه میپرست تست
زآن می فغان که در قدح چشم مست تست
سررشته تپیدن دل نیست در کفم
چون نبض اضطراب و سکونم به دست تست
من با تو همچو شاخ درختم یکی به دار
دست از شکستنم که شکستم شکست تست
من در خمار حسرت یک بوسه و مدام
لب جام باده را به لب میپرست تست
مشتاق از آن چه شکوه که در کوی او شدی
با خاک اگر برابر از اقبال پست تست
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}