شمارهٔ ۸۸

غزلیات

حاجتم از روی خوبان، جز تماشایی نباشد
ور میسر گرددم، دیگر تمنایی نباشد

در دلم جز مهر رخسار بتان، چیزی نگنجد
در سرم جز عشق خوبان، شور و سودایی نباشد

باده رنگین ننوشم، کام از ساغر نگیرم
تا به پهلویم، نگار باده پیمایی نباشد

گر پری رویی نباشد، همرهم در باغ و صحرا
خوش به چشمم بی رخ او، باغ و صحرایی نباشد

گل به چشمم خار آید، سبزه همچون نوک نشتر
گر به گرد سبزه و گل، ماه سیمایی نباشد

طرف بستان را نشاید بی نکو رویان تفرج
سایه سروی مجو، تا سرو بالایی نباشد

افسرا، گر خود دلی داری و دلداری نداری
نام دل بر وی منه، کمتر ز خارایی نباشد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}