شمارهٔ ۹۵

غزلیات

خوبان که در آیینه رخ خود نگرانند
دانند که عشاق چه صاحبنظرانند

در کوی محبّت چه عجب مرحله سنجند
در بحر حقیقت چه گرامی گهرانند

کاش آن مه خورشید نشان چهره نمودی
کاین خاک نشینان به رهش منتظرانند

تنها نه منم از پی او بی خبر از خویش
برّی است که تن ها ز پیش بی خبرانند

نی جامه که بر تن به عوض دست بدرند
آنجا که مجانین غمت جامه درانند

غوغای خلایق همه دانی سبب از چیست
بر عشق من و حُسن تو افسوس خورانند

دی افسرش از گفته سعدی همه دم گفت
«شوخی مکن ای دوست که صاحبنظرانند»

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}