شمارهٔ ۹۸

غزلیات

از جان بگسل، صحبت جانانه به دست آر
بشکن صدف و گوهر یکدانه به دست آر

معموری تن چیست، به ویرانی آن کوش
صد گنج از آن گوشه ویرانه به دست آر

در راه وفا، شمع صفت ز اشک دمادم
آبی ز پی آتش پروانه به دست آر

گرد کره خاک چه پویی چو سکندر
آب خضر از چشمه پیمانه به دست آر

آن آب که بر باد دهد آتش جهلت،
از خاک نشین در میخانه به دست آر

دردید کش آن بزم به جان گر دهدت جام
جان می‌ده و یک جرعه حریفانه به دست آر

هشیاری جاوید گرت هست تمنی،
یک ساغر از آن باده مستانه به دست آر

سرّ صفت عشق مگو در بر عاقل
بی‌پا و سری چون من دیوانه به دست آر

گر کحل حقیقت طلبد مردم چشمت،
خاک قدم مردم فرزانه به دست آر

آسودگی خلق بود غافلی از حق
از خلق ببر، گوشه کاشانه به دست آر

تو همچو من، از اهل حقیقت نیی افسر
تحقیق بهل، قصه و افسانه به دست آر

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}