شمارهٔ ۱۱۲

غزلیات

جان است اگر گرامی و عمر است اگر عزیز،
بادا نثار روی خوش و سیرت تو نیز

صبح است و باغ پرگل و بلبل ترانه سنج
تا بوستان بهشت کنی ای نگار خیز

بستان نه بلکه ساحت کیهان معطر است
تا داده ای به باد تو آن زلف عطر بیز

تا من برقصم از غم شادی فزای دوست،
مطرب تو نغمه سرکن و ساقی تو باده ریز

گر آتشم زنی چو نی اندر به بند بند،
عاشق نباشد آن که ز نار آورد گریز

از جان هزار بانگ برآید که مرحبا
گر بند بند من بشکافی به تیغ تیز

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}