شمارهٔ ۱۳۱

غزلیات

بر دوش فکند زلف را دوش
خورشید ز شام شد زره پوش

زلفش چو شبان تار عشاق
در ماتم بخت ما سیه پوش

هنگامه صبح رستخیز است
آن شام، که گیرمش در آغوش

ما یاد تو می کنیم دایم،
ما را تو چرا کنی فراموش؟

از بهر خدا چگونه باشد،
با ناله ما، لب تو خاموش؟

از لعل لبان شکر فروشی
از ابروی خویش سرکه مفروش

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}