شمارهٔ ۱۷۶

غزلیات

بشکست سنگ محنت عشق تو نام من
دردا، که ریخت آب رخ و ننگ و نام من

تا من شدم غلام سگ پاسبان دوست
شد ماه، شمع محفل و کیوان غلام من

یک بوس از آن دو لعل ندارم طمع فزون
سویش کسی بود که رساند پیام من؟

ای باد چون روی به طواف حریم او،
با عجز و انکسار، رسانی سلام من

بعد از درود و عرضِ سلام و دعا بگو،
کی پر غرور دلبر با احترام من

آن قدر از غم تو بگریم، که خون اشک
بستاند از عقیق دو لعل تو کام من

گفتم ؛ شبی چُو شمع ، بسوزم ز پرتُوَت،
شد پخته از وصال تو سودای خام من

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}