شمارهٔ ۵

قطعات

بخت بدم از ساحت کرمان به بم انداخت
از گلشن عیشم سوی زندان غم انداخت

با ...... کرد مرا دست و گریبان
بنگر که خر و توبره، چه نیکو به هم انداخت

نامد چو وجو دش عدمی صرف به عالم
تا باز خدا، طرح وجود و عدم انداخت

آن روز که بنوشت قضا نسخه امکان
چون نامه بوی گشت ورا از قلم انداخت ...

با مرد سخنگوی درافتاد و زیان کرد
روباه صفت پنجه به شیر غژم انداخت

هرچند کرم کرد ولی حیف که آخر
حرفی که وسط بود ز لفظ کرم انداخت

افسر کرمش را بپذیرفت و پس آنگه
یائیش بیفزود و به سوی حرم انداخت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}