بخش ۶۶ - در مذمت ظلم و ظالم

کارنامهٔ زندان

چون اساس زمانه گشت درست
عدل و ظلم اندر آن تعین جست

جذب و دفعی به روی کار آمد
چرخ و اجرام آشکار آمد

اختری راست و اختری کج رفت
و اختری مارپیچ و معوج رفت

بر سر بام لاجورد نگار
گرم جنبش شدند و گشت و گذار

آن که سیرش در استقامت بود
ماند باقی بر این سپهر کبود

وان که از عدل و راستی و نظام
بود بیرون‌، دراوفتاد از بام

هرکه جز راستی نمود نماند
هرچه بیرون ز عدل بود نماند

از میان رفت ظالم و مظلوم
عدل‌ و ترتیب ماند و نظم و رسوم

هم به روی زمین ز موجودات
مردم و جانور، جماد و نبات

عادل و ظالمند و شوم و سعید
زشت و زیبا و نامفید و مفید

آنچه بیرون ز نظم و قاعده است
گم شود کان تهی ز فایده است

آنچه را فایدت بود بسیار
او بگیرد به روزگار قرار

هرچه بیفایده است‌ چون کف‌ و دود
از جهان ناپدید گردد زود

هرکه از عقل دستیار گرفت
در صف راستان قرار گرفت

تهی از ظلم و جهل می گردد
زندگانیش سهل می گردد

ظلم‌ جهل‌ است‌ و جهل تاریک است
راه این فرقه سخت باریک است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}