غزل شمارهٔ ۱۷۷۲

غزلیات

چند گهی فاتحه‌خوانت کنم
از پس آن شاهِ جهانت کنم

پیر شدی در غم ما‌، باک نیست
پیر بیا تا که جوانت کنم

هیچ غم جان مخور ار جان برفت
بگلر لشکرگه جانت کنم

آنچ محال است تصور‌، دهم
وجه محالیش بیانت کنم

ره دهمت تا به اصول اصول
راه چه باشد که چنانت کنم

گرچه کلیمی همه در اعتراض
کشف کنم‌، خضر زمانت کنم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}