بخش ۱۸۱ - لاله

پیام مشرق

آن شعله ام که صبح ازل در کنار عشق
پیش از نمود بلبل و پروانه می تپید

افزونترم ز مهر و بهر ذره تن زنم
گردون شرار خویش ز تاب من آفرید

در سینه چمن چو نفس کردم آشیان
یک شاخ نازک از ته خاکم چو نم کشید

سوزم ربود و گفت یکی در برم بایست
لیکن دل ستم زدهٔ من نیارمید

در تنگنای شاخ بسی پیچ و تاب خورد
تا جوهرم به جلوه گه رنگ و بو رسید

شبنم براه من گهر آبدار ریخت
خندید صبح و باد صبا گرد من وزید

بلبل ز گل شنید که سوزم ربوده اند
نالید و گفت جامهٔ هستی گران خرید

وا کرده سینه منت خورشید می کشم
آیا بود که باز بر انگیزد آتشم؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}