بخش ۱۸۶ - قطرهٔ آب

پیام مشرق

مرا معنی تازه ئی مدعاست
اگر گفته را باز گویم رواست

«یکی قطره باران ز ابری چکید
خجل شد چو پهنای دریا بدید

که جائی که دریاست من کیستم؟
گر او هست حقا که من نیستم»

ولیکن ز دریا برآمد خروش
ز شرم تنک مایگی رو مپوش

تماشای شام و سحر دیده ئی
چمن دیده ئی دشت و در دیده ئی

به برگ گیاهی به دوش سحاب
درخشیدی از پرتو آفتاب

گهی همدم تشنه کامان راغ
گهی محرم سینه چاکان باغ

گهی خفته در تاک و طاقت گداز
گهی خفته در خاک بی سوز و ساز

ز موج سبک سیر من زاده ئی
ز من زاده ئی در من افتاده ئی

بیاسای در خلوت سینه ام
چو جوهر درخش اندر آئینه ام

گهر شو در آغوش قلزم بزی
فروزان تر از ماه و انجم بزی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}