بخش ۱۹۶ - زندگی

پیام مشرق

پرسیدم از بلند نگاهی حیات چیست
گفتا مئی که تلخ تر او نکوتر است

گفتم که کرمک است و ز کل سر برون زند
گفتا که شعله زاد مثال سمندر است

گفتم که شر بفطرت خامش نهاده اند
گفتا که خیر او نشناسی همین شر است

گفتم که شوق سیر نبردش بمنزلی
گفتا که منزلش بهمین شوق مضمر است

گفتم که خاکی است و بخاکش همی دهند
گفتا چو دانه خاک شکافد گل تر است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}