غزل شمارهٔ ۲۳۴۲

غزلیات

خدایا مطربان را انگبین ده
برای ضرب دست آهنین ده

چو دست و پای وقف عشق کردند
تو همشان دست و پای راستین ده

چو پر کردند گوش ما ز پیغام
توشان صد چشم بخت شاه بین ده

کبوتروار نالانند در عشق
توشان از لطف خود برج حصین ده

ز مدح و آفرینت هوش‌ها را
چو خوش کردند همشان آفرین ده

جگرها را ز نغمه آب دادند
ز کوثرشان تو هم ماء معین ده

خمش کردم کریما حاجتت نیست
که گویندت چنان بخش و چنین ده

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}