بخش ۲۳۷ - حسرت جلوهٔ آن ماه تمامی دارم

پیام مشرق

حسرت جلوهٔ آن ماه تمامی دارم
دست بر سینه نظر بر لب بامی دارم

حسن می گفت که شامی نپذیرد سحرم
عشق می گفت تب و تاب دوامی دارم

نه به امروز اسیرم نه به فردا نه به دوش
نه نشیبی نه فرازی نه مقامی دارم

بادهٔ رازم و پیمانه گساری جویم
در خرابات مغان گردش جامی دارم

بی نیازانه ز شوریده نوایم مگذر
مرغ لاهوتم و از دوست پیامی دارم

پرده برگیرم و در پرده سخن میگویم
تیغ خونریزم و خود را به نیامی دارم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}